روش های صحیح تلقین به خود

امیل کوئه دانشمندی فرانسوی، کاشف تلقین به خود، است. یک روز پسر او دیر از خواب بیدار می شود و مورد سرزنش  پدر قرار می گیرد. عصر آن روز وقتی پسر کوئه از مدرسه به خانه بر می گردد؛ امیل متوجه می شود که هنوز اثر صحبت های صبح در چهره پسر مشخص است. مدتی بعد مجدد این ماجرا تکرار شد تا این که جرقه ای در ذهن کوئه پدید آمد. او از خود این سئوال را پرسید که چرا اثر تنبیه یا تشویق از صبح تا عصر همان روز باقی می ماند. پس از تحقیق و آزمایش بسیار در این خصوص به این نتیجه رسید که انسان ها ده الی پانزده دقیقه بعد از خواب و به همین مقدار قبل از خواب رفتن در شرایطی قرار می گیرند که هر نوع فکر، حرف و تصویری را که در رویا یا واقعیت با آن مواجه شوند، در طول روز عینا برای خود شبیه سازی می کنند.  

همه افراد نوع بشر قبل و بعد از خواب به حالت رخوت و خواب آلودگی هیپنوتیزمی وارد می شوند؛ در این وضعیت پذیرش افزایش می یابد. کوئه توضیح می دهد که شخص در حالت هیپنوز نباید بخوابد بلکه باید تنها خواب آلود باشد. رمز هیپنوتیزم این است که فرد فقط و فقط خواب آلودگی داشته باشد. از آن جا که نسل بشر هنگام صبح که از خواب بر می خیزند دچار رخوت و خواب آلودگی اند، پس بهترین زمان ارائه تلقین های صبح زود می باشد.


اولین اصل در تلقین امیل کوئه خواب آلودگی است. دومین اصل در تلقین امیل کوئه آرامش عضلانی است. سومین و مهمترین اصل تلقین امیل کوئه تمرکز فکری و خلا ذهنی است که در اصل کانونی کردن ذهن فقط و فقط بر روی یک موضوع ویژه است.


امیل کوئه پس از تحقیق و آزمایش یر روی افراد و حالات گوناگون آنان به این نتیجه رسید که این سه حالت پیش از بیدار شدن از خواب به انسان دست می دهد چرا که در هنگام صبح، انسان هم خواب آلود هم ریلکس و هم در حالتی از تمرکز فکری و ذهنی می باشد. پس از اعلام این نتیجه روز به روز به مشتریان و بیماران امیل کوئه اضافه شد، او هر روز بیماران را در سالنی جمع می کرد و به آن ها آموزش می داد که چگونه در ضمیر ناخودآگاه خود نفوذ کنند و تلقین های عملی و کاربردی لازم را بر لوح ضمیر نفس یا خویشتن خویش نقش زنند. او می گوید : مهم این است که تلقین ها وارد ناخودآگاه شوند؛ بعد از آن دیگر کاری نکنید بلکه منتظر معجزات درمانی باشید.


روش های کوئه در دهه سی قرن بیستم شهرتی جهانی پیدا کرد مخصوصا جمله ابدایی او:

"من هر روز از هر جهت بهتر و بهتر می شوم".


امیل کوئه پرده از بزرگ ترین راز قرن در خصوص هیپنوتیزم برداشته و بیان کرد که قدرت، عامل ایجاد یک حالت هیپنوتیزمی نیست بلکه مهم تر از آن مشارکت، همکاری و پذیرش بی چون و چرای تلقین های آزمودنی می باشد و همچنین عقیده دارد که هیپنوتیزم چیزی نیست جز مجموعه ای از تلقین به نفس و تلقین به نفس نیز در اصل همان هیپنوتیزم می باشد.


اگر اندیشه ای برای مدت مدید در ذهن باقی بماند، فرد آن را واقعی فرض کرده و حاضر نیست هیچ گونه مطلبی بر خلاف آن را قبول نماید. از دید روان شناسی هرگاه افراد نوع بشر تمام ظرفیت فکری خود را بر روی عقیده ای متمرکز سازند و هر روز بر وسعت دامنه آن بیافزایند این اعتقاد آن شخص در جهان بیرون جنبه واقعی پیدا خواهد کرد. کوئه پس از گذشت حدود بیست سال تحقیق در خصوص تلقین های هیپنوتیزمی به قوانین سه گانه زیر دست یافت:


قانون توجه و تمرکز: زمانی که ذهن در مدت مدیدی بر روی موضوعی متمرکز شود آن موضوع بتدریج جنبه واقعی پیدا می کند.


قانون اثر متضاد: مادامی که در خیال خود ببینید که قادر به انجام کاری نیستید با تلاش بیشتر موفقیت کمتری کسب می کنید. به عبارت دیگر تفکر منفی با کوشش بیشتر موفقیت کمتر را در پی دارد.


قانون اثر احساسی عاطفی: پندار قوی تر از تلقین است. به عبارت دیگر زمانی که یک تلقین از روی اشتیاق و احساس های عاطفی درون باشد و همراه با تصاویر ذهنی باشد، این تلقین قویتر از سایر افکار و القائات ظاهر شده و بر دیگر افکار غلبه پیدا می کند.